محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

357

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

پروردگارش شب هنگام او را پوشانده ، ولى او خود پرده‌اى را كه خدا افكنده ، مىگشايد ! » « 1 » چه سودى در واقع شخص به دست مىآورد ، از اين‌كه ديگران را شاهد سقوط خودش قرار مىدهد ؟ و براى چه به تبهكارى و بىخردى خودش ، وقاحت اعلام بزهكارى خود را نيز مىافزايد ، به جاى اين‌كه خجالت بكشد ، همان‌طورى كه عورت خودش را مىپوشاند ، آن را نيز بپوشاند ؟ و چه ديوانگى است كه شخصى تحقير مردم را - علاوه بر حقير شمردن خدا و وجدانش - براى خودش بخرد ؟ و چه جنونى است كه در نهايت كسى به بدبختى اخلاقى خويش يك شرّ مادّى را نيز براساس يك سنگدلى فوق العاده ، بيفزايد ؟ . . . با اين همه ، كسانى وجود دارند كه اين كارها را از روى قصد انجام مىدهند ، درحالىكه كاملا توجّه دارند ؛ كسانى هستند كه مىآيند و درخواست مجازات خويش را مىكنند تا اين‌كه نياز باطنى خود را به توبه اشباع كنند و بدترين و سخت‌ترين دردها را با ثبات قدم تحمّل مىكنند ، بدون اين‌كه در اين راه احساس شقاوت و بدبختى كنند ، بلكه احساس خوشبختى عميق و شفابخشى از اين كار خود مىكنند و آن را وسيله‌اى براى نجات نهايى از آلودگى و پليدى اخلاقى خود مىدانند . به راستى ما در برابر اينان موضعى برعكس داريم ؛ بيشترين ارتباط عاطفى را داريم و نسبت به اين نگرش قهرمانانه آنها به نظر اعجاب و شگفتى مىنگريم . بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم علىرغم اين‌كه در ابتدا پذيرش اعتراف شخصى كه با جدّيّت مجازات خود را طلب مىكرد ، به تأخير انداخت ، ولى در نهايت به اصرار و آه و نالهء او بسنده نكرد ، شجاعت او را ستود و ارزش والاى بازگشت او را به سوى خدا دانست و فرمود : « به راستى توبه‌اى كرد كه اگر بر امّتى تقسيم شود ، همه را فرامىگيرد . » « 2 » ، و هم‌چنين سرسختى آن زن جهينيّه را ثنا گفت و

--> ( 1 ) - ر ك : صحيح بخارى : 5 / 2254 ، حديث 5721 ؛ صحيح مسلم : 4 / 3291 ، حديث 2990 ؛ تفسير قرطبى : 14 / 61 ؛ مجمع الزّوائد : 10 / 192 ؛ سنن كبراى بيهقى : 8 / 329 ؛ المعجم الأوسط : 4 / 383 ، حديث 4498 ؛ المعجم الصّغير : 1 / 378 ، حديث 632 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 3 / 267 ، حديث 4795 ؛ فيض القدير : 5 / 12 ؛ التّذكرة : 2 / 456 . ( 2 ) - ر ك : صحيح مسلم : 3 / 1322 ؛ معتصر المختصر : 1 / 106 ؛ فتح البارى : 12 / 130 ؛ عون المعبود : 12 / 29 ؛ سنن ترمذى : 4 / 56 ، حديث 1454 ؛ مجمع الزوائد : 6 / 268 ؛ سنن كبراى بيهقى : 6 / 83 ، حديث 11231 ؛ سنن دارقطنى : 3 / 91 ؛ سنن ابى داود : 4 / 134 ، حديث 4379 ؛ مسند احمد : 6 / 399 ، حديث 27283 ؛ المعجم الكبير : 11 / 369 ، حديث 12111 .